بستهبندی؛ نقطه تلاقی اقتصاد و محیطزیست
در دهه اخیر، بستهبندی از یک موضوع فنی در زنجیره تولید به یکی از متغیرهای کلیدی در رقابتپذیری صنایع غذایی تبدیل شده است. روند «بستهبندی پایدار» بهسرعت در حال بازتعریف استانداردهای تولید، توزیع و صادرات است؛ بهگونهای که نوع بستهبندی امروز به اندازه کیفیت محصول در تصمیم خرید اثرگذار شده است. سالانه حدود ۸ میلیون تن پلاستیک وارد اقیانوسها میشود که نزدیک به ۳۱ درصد آن مربوط به بستهبندی مواد غذایی و نوشیدنی است. در ایران نیز سالانه حدود ۴ میلیون تن پسماند پلاستیکی تولید میشود، در حالی که سهم بازیافت آن کمتر از ۱۰ درصد است. در چنین شرایطی، حرکت به سمت بستهبندی پایدار دیگر گزینهای تبلیغاتی نیست، بلکه خواستهای همگانی از سوی مصرفکنندگان است.
فشار مقرراتی؛ از سیاستهای سختگیرانه اروپا تا الزامات منطقهای
در سطح جهانی، حرکت به سمت کاهش پلاستیکهای یکبار مصرف وارد مرحلهای الزامآور شده است. اتحادیه اروپا با تصویب مقررات جدید بستهبندی و پسماند بستهبندی (PPWR)، صنایع غذایی را ملزم به بازطراحی زنجیره بستهبندی کرده و اهدافی برای بازیافتپذیری، استفاده مجدد و کاهش ردپای کربن تعیین کرده است. همزمان، سیاستهای مالیاتی جدید بر پلاستیک در اروپا و استانداردهای سختگیرانهتر برخی کشورهای حاشیه خلیجفارس، فشار مضاعفی بر صادرکنندگان ایرانی وارد کرده، چرا که بخش قابلتوجهی از صادرات صنعت غذا به بازارهای منطقهای وابسته است. در بسیاری از بازارهای هدف، استانداردهای زیستمحیطی، اجتماعی و حاکمیت شرکتی (ESG) به پیششرط ورود کالا تبدیل شدهاند؛ محصولی که از این نظر قابل قبول نباشد، حتی با کیفیت بالا، شانس رقابت را از دست میدهد.
برندهای پیشرو جهان نیز بهسرعت خود را با این شرایط تطبیق میدهند. برای نمونه، نستله سال گذشته در پاناما یک بستهبندی نوآورانه زیستتخریبپذیر از جنس پلیهیدروکسیآلکانوئات (PHA) معرفی کرد که از آب پنیر، ضایعات جانبی فرایند تولید، ساخته شده و ظرف کمتر از یک سال در محیط تجزیه میشود.
نستله بهعنوان بزرگترین شرکت غذایی و نوشیدنی جهان، بستهبندی پایدار را در قلب استراتژی محیطزیستی خود قرار داده است. این شرکت از سال ۲۰۱۸ در مسیر بازطراحی کامل بستهبندیهای خود برای افزایش قابلیت بازیافت و استفاده مجدد گام برداشته و بیش از ۱.۵ میلیارد فرانک سوئیس برای تأمین مواد بازیافتی غذایی اختصاص داده است. طبق آخرین گزارشها، نزدیک به ۹۰ درصد از بستهبندیهای نستله با معیارهای بازیافتپذیری، استفاده مجدد یا کمپوستپذیری مطابقت دارد. این شرکت همچنین فهرستی از موادی منتشر کرده که قصد دارد بهتدریج از چرخه بستهبندی خود حذف کند و در برندهایی مانند نسکافه و نسپرسو، سامانههای بازپرکردنی و کپسولهای حاوی آلومینیوم بازیافتی را توسعه داده است. این رویکرد نشان میدهد پایداری برای نستله نه یک اقدام موقت، بلکه بخشی دائمی از مدل کسبوکار این برند جهانی است.
چالشهای ساختاری صنعت ایران؛ از ضعف فناوری تا تنگناهای مالی
با وجود درک این ضرورت، تولیدکنندگان ایرانی با موانع جدی روبهرو هستند. نخستین چالش، افزایش هزینه تولید است؛ مواد اولیه بستهبندی پایدار در بازار جهانی گرانتر است و نبود مقیاس صنعتی در داخل، تأمین آن را پرهزینهتر میکند. چالش دوم، ضعف فناوری و زیرساخت است؛ صنعت بستهبندی ایران در حوزه بازیافت پیشرفته محدودیت جدی دارد و بهروزرسانی خطوط تولید، به دلیل شرایط تحریم و نوسانات ارزی، به واردات ماشینآلات وابسته است. سومین مانع، ناکارآمدی زیرساخت مدیریت پسماند در سطح کلان است؛ نرخ پایین تفکیک از مبدا و نبود استراتژی جامع برای اقتصاد چرخشی، حتی بستهبندیهای قابل بازیافت را در عمل بیاثر میکند. در این میان، بنگاههای کوچک و متوسط بیشترین آسیب را میبینند، چرا که توان مالی لازم برای نوسازی سریع خطوط تولید را ندارند.
فرصتهای پنهان در دل تغییر
با این حال، نگاه از دریچه فرصتها تصویر دیگری نشان میدهد. تجربه برندهای پیشرو جهانی ثابت میکند پذیرش استانداردهای نو میتواند بلیط ورود به بازارهای صادراتی با ارزشافزوده بالا باشد؛ مصرفکنندگان، چه در سطح بینالمللی و چه در بازار داخلی، آگاهی محیطزیستی بیشتری پیدا کردهاند و حاضرند برای محصولات سازگار با طبیعت بهای بیشتری بپردازند. از سوی دیگر، بهینهسازی طراحی بستهبندی، هرچند در کوتاهمدت نیازمند سرمایهگذاری است، اما در بلندمدت هزینههای تأمین مواد اولیه، انبارداری و حملونقل را کاهش میدهد. این الزام همچنین میتواند کاتالیزوری برای توسعه صنایع بازیافت و شکلگیری اقتصاد سبز در ایران باشد؛ حوزهای با پتانسیل بالا برای اشتغالزایی و جذب سرمایهگذاری.