در شرایطی که خریداران برای تهیه خودرو هزینههای سنگینی میپردازند، همچنان این پرسش مطرح است که چرا کیفیت، ایمنی و خدمات پس از فروش همواره متناسب با قیمت پرداختی نیست. فاصله میان قیمت کارخانه و بازار، شیوههای عرضه محدود و نبود رقابت مؤثر نیز شرایطی ایجاد کرده که مصرفکننده در بسیاری از مواقع ناچار است محصولی را با قیمتی بالا و حق انتخابی محدود خریداری کند. در چنین بازاری، واردات خودرو میتواند راهی برای افزایش رقابت باشد؛ اما حالا که باب بورس باز شده است باید پرسید آیا صرف عرضه سهمیهای خودروهای وارداتی در بورس کالا یا هر بستر فروش دیگری، برای شکستن انحصار کافی است؟
باید دانست، واردات خودرو زمانی میتواند به ابزار مؤثری برای اصلاح بازار تبدیل شود که عرضه آن مستمر، قابل پیشبینی و متناسب با تقاضای واقعی باشد. عرضه محدود و مقطعی خودروهای وارداتی، حتی اگر با استقبال خریداران روبهرو شود، لزوماً ساختار بازار را تغییر نمیدهد. وقتی تعداد خودروهای وارداتی در مقایسه با حجم تقاضا اندک باشد، این خودروها به کالایی کمیاب تبدیل میشوند و ممکن است قیمت نهایی آنها نیز از توان بخش بزرگی از جامعه خارج بماند. در چنین شرایطی، واردات بیش از آنکه به ایجاد رقابت فراگیر منجر شود، به گزینهای محدود برای گروهی از خریداران تبدیل خواهد شد؛ درحالیکه هدف اصلی باید افزایش حق انتخاب عموم مردم و واداشتن تولیدکنندگان داخلی به ارتقای کیفیت و تعدیل قیمتها باشد.
از سوی دیگر، عرضه خودرو در بورس کالا بهخودیخود به معنای رقابتی شدن بازار نیست. بورس میتواند بستری شفاف برای اعلام شرایط عرضه و ثبت معاملات فراهم کند، اما اگر تعداد خودروها محدود و تقاضا بسیار بیشتر از عرضه باشد، رقابت خریداران برای دستیابی به تعداد اندکی خودرو ممکن است قیمت نهایی را بالا ببرد. به بیان دیگر، شفافیت در معامله با ارزانی کالا یکسان نیست. اگر سیاست وارداتی به عرضههای محدود، سهمیههای نامنظم و خودروهایی با قیمت تمامشده بالا خلاصه شود، نمیتوان انتظار داشت که انحصار ریشهدار بازار از میان برود. شکستن انحصار نیازمند رقابت واقعی میان عرضهکنندگان، دسترسی پایدار به خودروهای متنوع و امکان انتخاب بر اساس قیمت، کیفیت و خدمات است؛ نه صرفاً تغییر محل عرضه خودرو.
مسئله مهم دیگر، هزینهها و موانعی است که میان ورود خودرو به کشور و رسیدن آن به دست مصرفکننده قرار دارند. تعرفهها، هزینههای گمرکی، الزامات ارزی، محدودیتهای وارداتی، هزینه حملونقل و خدمات پس از فروش، همگی بر قیمت نهایی اثر میگذارند. اگر این سازوکارها بهگونهای تنظیم شوند که واردات گسترده و رقابتی دشوار بماند، حتی حضور چند مدل خارجی نیز نمیتواند فشار رقابتی کافی بر بازار وارد کند. در کنار آن، نظارت بر قیمتگذاری، کیفیت، ایمنی، ضمانت و تأمین قطعات باید تقویت شود تا نه مصرفکننده در بازار داخلی و نه خریدار خودروی وارداتی قربانی قیمتگذاری نامتعارف یا خدمات ناکافی شود. سیاستگذار باید بهجای تمرکز صرف بر تعداد خودروهای عرضهشده، آثار واقعی واردات بر قیمت بازار و رفتار عرضهکنندگان را ارزیابی کند.
در نهایت، مطالبه روشن مردم اینست که واردات خودرو را از یک برنامه سهمیهای و مقطعی به سیاستی پایدار، رقابتی و قابل ارزیابی تبدیل کنند. لازم است برنامه مشخصی برای حجم و استمرار واردات، کاهش موانع غیرضروری، شفافیت قیمت تمامشده و تضمین خدمات پس از فروش ارائه شود و همزمان، کیفیت و قیمت خودروهای داخلی نیز بهطور مؤثر مورد نظارت قرار گیرد.
بنابراین، معیار موفقیت نباید صرفاً تعداد خودروهای واردشده یا میزان فروش در بورس کالا باشد؛ بلکه باید کاهش فاصله قیمتها، افزایش تنوع انتخاب، بهبود کیفیت و دسترسی واقعی مصرفکننده به خودرو سنجیده شود. پس بازار انحصاری با چند عرضه محدود تغییر نمیکند؛ آنچه میتواند این ساختار را اصلاح کند، رقابت مستمر و واقعی است؛ رقابتی که در آن خودروساز برای حفظ مشتری ناچار باشد قیمت مناسبتر، کیفیت بالاتر و خدمات بهتری ارائه دهد.
منبع: روزنامه تماشاگران امروز